تبلیغات
⚘ افلاکیان ⚘ - شهید ضرغام بیضائی

تصویر ثابت

تصویر ثابت

⚘ افلاکیان ⚘

شهادت شوق وصول یار است، تا انسان هرچه را حصول کرده فدا نکند شراب حضور را به وی نمی دهند و مگر شهادت چیزی جز حضور دائم است

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ ⚘ افلاکیان ⚘ خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از ستون صفحات جانبی و آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

شهید ضرغام بیضایی

نام پدر : شیر علی

تاریخ تولد : 1343/10/09

تاریخ شهادت : 1364/06/17

محل تولد : گناوه

محل شهادت :شرهانی

آرامگاه : گناوه

-----------------------------------------------------------------------------------------------


شرح زندگی :


شهید ضرغام بیضائی در سال 1343 در خانواده‌ای متوسط ولی مذهبی پا به عرصه وجود گذاشت . با طی كردن دوران كودكی خود ، در سن 6 سالگی به مدرسه رفت و به تحصیل ادامه داد تا اینكه سیكل خود را گرفت و از آنجایی كه خانواده شهید در تنگنای فقر مادی قرار گرفته بود شهید بیضائی ترجیح داد كه مدرسه را رها كند و به كمك پدر پیر خود بشتابد و از آنجا كه دو برادر شهید سال قبل به خدمت مقدس سربازی رفته بودند ، شهید بیضائی تصمیم گرفت تا قبل از اینكه برادرانش خدمت سربازی را تمام كنند او نگذارد كه سنگر آنها خالی شود .

 سپس در سن 17 سالگی برای خدمت مقدس سربازی و پاسداری از اسلام و دفاع از میهن اسلامی و انتقام خون شهدا وارد صحنه مبارزه و جنگ حق علیه شد و موقعی كه علت را از شهید جویا شدند كه چرا شما اینقدر اصرار دارید كه به سربازی بروید در جواب گفت من نمی‌توانم در اینجا باشم و هر روز شاهد این همه شهید و معلول و مجروح باشم ، باید هر چه زودتر بروم و انتقام خون برادرانم را از صدام و صدامیان بگیرم . مادر شهید كه آرزویش چنین بود ، فرزند دلبند خود را تشویق به رفتن سربازی كرد و ضرغام به صفوف شكست ناپذیر رزمندگان اسلام پیوست پس از طی مدت آموزش به مرخصی آمد و موقع رفتن با تمام بستگان خود خداحافظی كرد و گفت : معلوم نیست من را به كجا بفرستند و موقع رفتن در اولین فرصت از فرمانده خود می‌خواهد كه او را به خط مقدم جبهه اعزام نماید 


فرمانده او می‌گوید عزیزم تازه آمده‌اید و هنوز آشنایی ندارید بعد از مرحله تكمیلی آموزش به خط مقدم جبهه در جزیره مجنون اعزام می‌شود و مدت 17 ماه در خط مقدم جبهه‌های جنگ دوشادوش برادران رزمنده خود بر علیه استكبار جهانی مبارزه می‌كرد تا اینكه چند روز قبل از شهادت  برای مرخصی آمده بود موقعی كه دوستان و بستگان برای دیدن او می‌آمدند شهید همه را تشویق به جبهه‌های جنگ می‌كرد و می‌گفت بیایید و از نزدیك ایثار و فداكاری فرزندان اسلام و امام زمان (عج) را ببینید .


همیشه به مادرش می‌گفت كه من آرزوی شهید شدن را دارم و آخرش هم شهید می‌شوم و به همه اقوام و بستگان گفت كه این سفره آخر من است و اگر لایق بودم و شهید شدم عكس مرا بزرگ كنید و بالای سرم نصب كنید . مادرم پدرم و بستگانم ، من معامله گَرَم و می‌خواهم معامله‌گر ارزنده‌ای باشم معامله من با خداست خدا خریدار و من فروشنده‌ام و خریدار به این خوبی وجود ندارد و اگر شما هم می‌خواهید مطاع خود را به چنین فروشنده‌ای بفروشید بسم الله ، این شما و این هم خریدار .


ما همه مال خدا هستیم و به سوی او باز می‌گردیم . خانواده و بستگان عزیزم در غم مرگ من به سوگ ننشینید شیون و عزاداری نكنید كه دشمن شاد شوم و دوستان غمگین زینب وار صبر و استقامت كنید كه خداوند صبر كنندگان را دوست می‌دارد و از خداوند منان می‌خواهم كه به همه خانواده های شهدا صبری جمیل و اجری عظیم عطا فرماید .

شهید ضرغام بیضایی نسبت به خانواده و بستگان خیلی مهربان بود و همیشه به دیدار دوستان و بستگان می‌رفت و جویای حال و احوال آنها می‌شد ، خوشرو و  خوش برخورد بود با همه به مهربانی رفتار می‌كرد . او همیشه لبانی خندان و چهره‌ای بشاش داشت آنهایی كه رفتند كاری حسینی كردند و آنهایی كه ماندند باید كاری زینبی كنند و گرنه یزیدند . می گفت :  سفارش من به مردم این است كه گوش به فرمان فرمانده كل قوا خمینی بت شكن و این پیر جماران باشند .اسلحه مرا به زمین نگذارید .

شهید ضرغام بیضایی در غروب خونین یوم الله 17 شهریور در سن 21 سالگی به لقاء الله پیوست راهش پر رهرو  و روانش شاد باد . خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار ـ رزمندگان اسلام نصرت عطا بفرما .

 

« یادش گرامی و راهش پر رهرو باد »


-----------------------------------------------------------------------------------------------


خاطره شهید از زبان مادرش :

شهید عزیزم ضرغام طبق صحبتی كه خودش داشت روزی كه می‌خواست به جبهه برود با مسئولش به خانه آمد و گفت من باید طبق فرموده امام به اسلام و میهن خدمت بكنم و باید به جبهه بروم این فرموده امام است باید عمل شود و من عاشق جبهه هستم و باید بجنگم تا به شهادت برسم همینطور هم شد عاشقانه جبهه و جهاد را انتخاب نمود و تا آخرین قطره خون از اسلام عزیز و میهن دفاع نمود و فرموده امامش را عمل نمود و شربت گوارای شهادت را نوشید و به لقاء حق پیوست .

 

روحش شاد و یادش گرامی باد