تبلیغات
⚘ افلاکیان ⚘ - شهیدعبدالرحیم احمدزاده

تصویر ثابت

تصویر ثابت

⚘ افلاکیان ⚘

شهادت شوق وصول یار است، تا انسان هرچه را حصول کرده فدا نکند شراب حضور را به وی نمی دهند و مگر شهادت چیزی جز حضور دائم است

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ ⚘ افلاکیان ⚘ خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از ستون صفحات جانبی و آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

شرح زندگی :

عبدالرحیم احمد زاده فرزند محمد در سال 1341 در روستای چاهبردی او از توابع شهرستان گناوه بدنیا آمد در آغاز كودكی با توجه به اینكه در خانواده ای مذهبی پرورش مییافت به نماز خواندن و روزه گرفتن و اعتقادات مذهبی علاقه خاصی داشت تحصیلات ابتدایی را در روستای چاهبردی به پایان رساند و از نظر انضباط و مرتب بودن سر كلاس نمونه بود و ازنظر درسی نیز یكی از شاگردان ممتاز به حساب می‌آمد پس از پایان تحصیلات ابتدائی وراهنمایی جهت ادامه تحصیل در دبیرستان شریعتی گناوه مشغول تحصیل شد. در همین مدت سه بار بطور متفاوت به زیارت امام هشتم مشرف شد. ایشان ضمن كسب معلومات به ورزش نیز علاقه مند بود. با این وجود به مطالعه كتب اسلامی بسیار علاقه مند بود. در ایام پیروزی  انقلاب اسلامی و تظاهرات میلیونی از نظر پخش اعلامیه و تبلیغات نقش خوبی داشت و در روز عاشورا كه راهپیمائی عظیم انقلابی شروع شده بود در روستای چاهبردی تا گناوه ترتیب راهپیمایی را داد وخود نیز در همه راهپیمائیها شركت مینمود. پس از پیروزی انقلاب و تشكیل سپاه و بسیج فعالیت چشم گیری داشت و از آن به بعد اكثر اوقات خود را یا در سپاه و بسیج بود و یا در امور مربوط با آنها بود. پس از اینكه گروههای ضد انقلاب شروع به فعالیت كردند ایشان نیز شروع به مبارزه با آنها نمود و با تمام توان با آنها مقابله می پرداخت كه اكثر گروهكهای ضد انقلاب بخصوص در گناوه او را دشمن اصلی خود می‌پنداشتند و بارها پدر و مادر این افراد فریب خورده که نمی دانستند فرزندانشان فریب خورده وگمراه شده اند به منزل ما آمده واز عبدالرحیم شکایت میکردند و می گفتند عبدالرحیم مزاحم فرزندانمان میشود و چون ما می‌دانستیم كه كار عبدالرحیم و دوستانش در خط امام و انقلاب است نه تنها مزاحم كارش نمی‌شدیم بلكه در اكثر طرح هایش به او كمك هم می‌کردیم. فعالیت او در این مورد برای همه روشن و واضح است. پس از شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران تنها آرزویش شركت در جنگ بود و همانطور كه اطلاع دارید تمام تعطیلات تابستان و اكثر اوقات درس خود را در جبهه‌ها به سر می‌برد و او اولین بار قبل از اشغال خونین شهر در اوایل جنگ اولین كسی بود كه از گناوه عازم جبهه خونین شهر شد. ایشان و ماندنی محمدی پس از مدتی  در آنجا به پشت جبهه برگشتند و ضمن ادامه درس با گروههای منافق مبارز می‌نمود پس از آنها با عده‌ای از دوستانش عازم شیراز و مدتی در آنجا مشغول آموزش نظامی بودند پس از آن عازم جبهه اهواز (كرخه نور) شدند و مدت دو ماه در آنجا با كفار بعثی مشغول مبارزه شدند . بعد از آن  به پشت جبهه آمد و موضوع بنی صدر لعنتی پیش آمد كه در این مورد بسیار فعالیت كرد پس از آن با عده‌ای از دوستانش از جمله شهید غلامی عازم جبهه غرب كشور(نوسود) شدند مدت چهار ماه در خط مقدم جبهه مبارزه نمود و پس از تصرف تپه‌های نوسود و شهید شدن غلامی باز هم به پشت جبهه برگشت و با اینكه چهار ماه تمام در آنجا و با وجود از دست دادن دوستش شهید غلامی و با آن گرفتاری كه برای خانواده‌اش پیش آمد از مبارزه باز نایستاد و دیگر بار عازم جبهه آبادان شد و پس از شكستن حصر آبادان به پشت جبهه آمدو مشغول فعالیت علیه گروهكهای آمریكایی شد و ضمن ادامه درس دیگر بار عازم بستان شد و در پیروزی فتح بستان نقش مهمی بر عهده داشت و پس از آن پشت خط مقدم آمد و مشغول مبارزه و تشکیل دادن انجمنهای دانش آموزان و اتحاد با انجمنهای اسلامی  شد و در این مورد فعالیت او بر همه آشكار است. باز هم به ندای هل من ناصر ینصرنی پاسخ داد و عازم شوش شد و با عده‌ای از دوستانش و با تمام وجود خود را نثار انقلاب نموده و به لقاء الله پیوستند (در سن 19 سالگی) .

ناگفته نماند كه آنچه درباره او بوسیله خانواده‌ شهید بیان شد قطره‌ای در مقابل دریاست و خیلی از خصوصیات او و اعمال و كردار و فعالیت هایش در رابطه با انقلاب اسلامی از چشم ما پنهان بود و با این خصوصیتی ایشان که کاری که انجام می‌داد به زبان نمی‌آورد ما نمی‌دانستیم كه چه كار انجام می‌دهد و این وظیفه دوستان و همرزمانش به خصوص سپاه محترم پاسداران گناوه و انجمنهای اسلامی دانش‌آموزان است كه قسمتی از زندگی نامه  درخشان او را كه اطلاع دارند بر روی كاغذ بیاورند.

در مورد اخلاق ایشان در میان خانواده می‌توان گفت كه الگوی اخلاق و صفا و مهر بود زیرا در طول عمرش هیچ كس را جز ضد انقلاب نیازرد و هیچگونه برخورد تندی نداشت مگر با ضد انقلاب، با همه مهربان بود و همه او را از جان و دل دوست داشتند و یكی از بهترین خصوصیاتش آن بود كه هیچ گاه غیبت نمی‌كرد آنچه انجام می‌داد در عمل بود با زبان از نظر شجاعت و چابكی خیلی سریع بود و جدا از قلم قاصر است كه آنچه این شهید داشت بر روی كاغذ بیاورد تنها تقاضای ما این است كه برادران و دوستان كه در رابطه با ایشان بودند رسالتی كه نسبت به او بر عهده دارند انجام دهند .

 

 « یادش گرامی بادوراهش پر رهرو باد»