تصویر ثابت

تصویر ثابت

⚘ افلاکیان ⚘

شهادت شوق وصول یار است، تا انسان هرچه را حصول کرده فدا نکند شراب حضور را به وی نمی دهند و مگر شهادت چیزی جز حضور دائم است

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ ⚘ افلاکیان ⚘ خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از ستون صفحات جانبی و آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

شهید : غلامرضا مشكوری

نام پدر : حسین

تاریخ تولد : 1343/10/1

تاریخ شهادت : 1361/01/05

محل تولد : بوشهر

محل شهادت :دشت عباس

آرامگاه: گناوه



شرح زندگی :

 شهید غلامرضا مشكوری در سال  1343 در روستای بنه احمد جز بخش بندر دیلم در یك خانواده مذهبی و تهیدست پا به عرصه جهان گذاشت و با عطوفت و مهربانی اعضای خانواده خصوصاً پدر و مادر برخوردار بود تا به سن هفت سالگی رسید و روانه مدرسه در روستا مذكور گردید و تا كلاس پنجم ابتدائی ادامه داد و همیشه نمره اول كلاس بود و بعد از اتمام دوره ابتدائی دوره راهنمایی خود را در شهرستان گناوه گذرانید تا اینكه دوره راهنمایی خود را هم با موفقیت سپری كرد .

سال اول نظری خود را در شهرستان بندر دیلم شروع كرد تا اینكه مسئله انقلاب و جنگ تحمیلی دامن گیر كشور انقلابی ایران شد و از سوی رهبر كبیر انقلاب اسلامی فرمان دفاع داده شد مدتی از این فرمان نگذشته بود كه وی مدرسه را ترك كرد و به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بندر دیلم در آمده بعد از مدت كوتاهی آموزش نظامی روانه جبهه مرن واقع در حوالی شهرستان آبادان كه كاملاً در محاصره مزدوران بعثی بود گردید و بعد از مدت ماموریت به آغوش گرم خانواده باز گشت و دوباره در سپاه شروع به فعالیت نمود .

 بار دیگر با همرزمان خود روانه جبهه شوش دانیال این شهر شهیدان گمنام شد و بعد از مدتی نبرد با صدامیان مجروح گردید و  پس از بهبودی و پایان ماموریت به خانه باز گشت هنگامی كه وارد خانه گردید بیش از پیش نگران اوضاع جبهه و جنگ بود از آنجایی كه نمی‌توانست تجاوز مزدوران عراقی را تحمل نماید و بی تفاوت باشد و بر اثر ایمان و اعتقادی كه به مذهب و میهن و خاك خود داشت با گروه دیگری از جنگ جویان شهرستان دیلم روانه جبهه شهرستان بستان گردید و مدت پنجاه روز با خود فروختگان نوکر استكبار جهانی به مبارزه پرداخت و با كمال تاسف نتوانست در حمله عملیات آزادی شهرستان بستان شركت كند .

 بعد از ماموریت با دیگر رفیقان خود به موطن بازگشتند ولی همچنان روحیه‌اش خسته بود و نگران . زیرا وقتی در جبهه بود خیلی خوشحال و سر حال بود . و از آنجایی كه چندین خمپاره در بدنش بود و خیلی هم اذیت می‌شد ولی برای اینكه اعضای خانواده ناراحت نباشند از تظاهر به ناراحت بودن خودداری می‌كرد و با كسب مجوز قانونی از سپاه بندر دیلم جهت آموزش سلاحهای سنگین به شهرستان اهواز عزیمت نمود .

 بعد از اتمام آموزش برگشت این بار خود را مصمم تر از قبل مهیای رفتن به جبهه كرد و با پدر و مادر و برادران و خواهران خود گذشته خداحافظی كرد و در صبحگاه مورخه  1360/11/26 روانه جبهه شوش دانیال گردید و پس از سی روز نبرد با مزدوران افلقی این بار موفق شد در عملیات گسترده فتح المبین شركت نماید و تجاوز گران بعثی را برای همیشه خار و زبون كنند ولی با كمال تاسف با جمعی از یاران خود بدست مزدوران صدامی در مورخه 2/1/61 به اسارت برده شدند .

 از آنجایی كه وی حاضر نبود در صدا و سیمای جمهوری عراق شركت و به امام و ملیت خود توهین كند مورد شكنجه از خدا بی خبران عراقی واقع شد و بعد از هشت ماه اسارت سرانجام در كشور عراق و در دست مزدوران عراقی و دور از آغوش پدر و مادر و برادر و خواهر به درجه رفیع شهادت نائل گردید .

متاسفانه جسد وی در عراق بدست یزیدان زمان به خاك سپرده شد كه امید است با پیروزی نهائی از رزمندگان اسلام و فتح لشكریان خدا جو بتوانیم نه تنها قبور وی و دیگر اسرای عزیز مرقد مولای و سرور شهیدان عالم حسین بن علی را آزاد و زیارت نماییم .باشد كه كور‌دلان و نابینایان به حقیقت پی به حقانیت مفهوم اسلام برند و بیش از این خود را در آغوش شیاطین نیندازند و بدانند كه اسلام این دین آتشین محمدی تا روز قیامت پا بر جا خواهد بود و احدی توانای مبارزه با آن را نخواهد داشت .  

 

عاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است  

                                 دادن سر نه عجب داشتن سر عجب است

 تیــغ نارو اگر آنجا كه بود جلــــوه حـــق     

                                تن ندادن ز وفا دردم خنجر عجـــب است                        


روحش شاد و راهش مستدام باد


-----------------------------------------------------------------------------------------------

وصیت نامه

آنگاه كه بر علیه اسلام و مسلمین ، هجومی از سوی كفار آغاز گردد بر همه واجب است كه به مقابله برخاسته و كفر را نابود و اسلام این دین رهایی بخش را از وجود آنان پاك كنند .

 اكنون نیز اسلام مورد هجوم قرار گرفته  و امام این مظهر استواری و مقاومت فرمان دفاع داده است و محرم است و ایران كربلا است و امروز تاسوعاست كه این وصیت را می‌نویسم پیامم بر امت شهید پرور ایران بخصوص همشهریانم این است كه امام را تنها نگذاشته و همواره این رهبر مسلمانان جهان را یاری كنند از خانواده و دوستان و آشنایان می‌خواهم كه مرا عفو كرده و برایم طلب آمرزش نمایند .

جسد مرا در كنار برادران شهیدم در شهید آباد دیلم به خاك بسپارند و در مرگ من شیون و زاری نكنند .                                  

 

 

والسلام غلامرضا مشكوری