تبلیغات
⚘ افلاکیان ⚘ - شهید ناصر داوودی

تصویر ثابت

تصویر ثابت

⚘ افلاکیان ⚘

شهادت شوق وصول یار است، تا انسان هرچه را حصول کرده فدا نکند شراب حضور را به وی نمی دهند و مگر شهادت چیزی جز حضور دائم است

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ ⚘ افلاکیان ⚘ خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از ستون صفحات جانبی و آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

شهید ناصر داودی

نام پدر : داوود

تاریخ تولد : 1342/3/23

تاریخ شهادت : 1361/1/2

محل تولد : بندر گناوه

محل شهادت : دشت عباس

آرامگاه: گناوه

شرح زندگی :

*مرور كلی  بر زندگینامه شهید :

شهید ناصر داودی در یك خانواده متوسط و مذهبی چشم به جهان گشود و در همان زمان كودكی علاقه مخصوصی به یاد گرفتن فرایض و تحقیق داشت و در سن 6 سالگی وارد دبستان دانش شد و در همان زمان شروع به نماز خواندن نمود . شهید از اخلاق و رفتار بخصوصی برخوردار بود همیشه با چهره‌ای خندان و شاداب مقابل دوستانش نمایان می‌شد و در زمان كودكی جهاد با نفس و مبارزه با فساد را شروع می‌كرد  .

و در سال دوم دبیرستان بود كه انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی شروع شد و از همان اوایل در مبارزه مردم نقش بسزایی داشت و هنوز فریادش در گوش تمام دانش‌آموزان هست ، فریاد می‌زد كه مرگ بر رستاخیزی ، درود بر خمینی و شروع تشكیل نیرویی به نام حزب الله نمود و در تمام راهپیماییها در صف جلو قرار می گرفت و مسئولین نظم راهپیمایی بود تا اینكه انقلاب پیروز شد و او از اشخاصی بود كه همان اول به عضویت بسیج درآمد و وظایفش سنگینتر شد و شروع به مخالفت كرد گاهی نگهبانی می‌داد و گاهی مشغول به درسهای سیاسی و عقیدتی می‌شد و شهید نقش بسزایی در مراسم و برگزاری انتخابات داشت و هنوز فریادش در گوش برادران و خواهران همشهریش هست كه وقتی مرحوم شهید رجایی بعنوان نخست وزیر وارد گناوه شد با صدای بلند شعار می‌داد :


رئیس جمهور كیه ، رجایی ، رجایی

 

او در سركوبی ملحدین و منافقین و پاكسازی منطقه از لوث وجود پلیدشان نقش فعالی داشت و به همین خاطر بارها از سوی وابستگان آمریكایی و روسی تهدید  به مرگ شدند تا اینكه جهت سركوبی مزدوران بعثی در اوایل آبان ماه  1360 راهی جبهه حق علیه باطل گردید و در طریق القدس شركت نمود و از ناحیه گردن مجروح شد و با این حساب او از اینكه به شهادت نرسیده بود اظهار نگرانی می نمود و مدتی به خاطر زخم گردن در بیمارستان و خانه بستری بود تا اینكه بعد از بهبود یافتن زخم قصد كرد كه راهی جبهه‌ها شود و در نیمه اسفند 1360 راهی جبهه‌ها گردید و در تاریخ 2/1/1361 در جبهه شوش در دشت عباس در حمله فتح المبین به درجه رفیع شهادت نائل گردید و در ضمن وی از اعضاء فعال انجمن اسلامی شهید غلامی و اتحادیه انجمنهای اسلامی دانش‌آموزان شهرستان گناوه بود .



*زندگینامه :

شهید ناصر داودی یكی از شهدای گرانقدر جنگ تحمیلی است كه برابر شناسنامه 22/3/1342 ولی به نقل از پدرش در ماه رجب سال 1343 هجری شمسی در یك خانواده متوسط و مذهبی در شهرستان گناوه چشم به جهان گشود .

 پدرش حاج داود داودی یكی از افراد خیر اندیش و از معتمدین محل می‌باشد كه جهت امرار معاش به شغل ملوانی و گاهاً به كشاورزی اهتمام دارد .

شهید ناصر داودی از همان دوران كودكی فردی شایسته و از اخلاق و رفتار بسیار پسندیده و نیكویی برخوردار بود . چهره‌ای خندان و مهربان داشت همه خانواده بستگان و دوستان بخاطر خلُق و خوی شایسته‌اش علاقه خاصی به وی داشتند . از همان كودكی عشق به ولایت ائمه اطهار (ع) و خاندان عصمت و طهارت و اُنس به قرآن و عنایت خاص به نماز و عبادات روح او را آنچنان پرورش داده بود كه علاوه بر شركت در كلاسهای آموزش قرآن ، اصول اعتقادات مباحث دینی با عزمی و جزم جهاد با نفس را نیز آغاز كرد و حقیقتا در این راه موفقیتهای چشمگیری بدست آورد بطوریكه عشق و عرفان بالاخص در نماز و عبادتهایش كاملاً هویدا بود . 



*تحصیلات  :

شهید بزرگوار 6 ساله بود كه دوره ابتدایی را در دبستان دانش آغاز كرد .

 ادب و انضباط و علاقه به قرآن از مهمترین ویژگی‌های وی در این دوره بود . پس از موفقیت در سال ......... وارد مدرسه راهنمایی شد در این دوره نیز علاوه  به درس و فراگیری علوم اسلامی و قرآن نسبت به شكوفایی بعد روحی و معنوی و گرایشها عالی خود اهتمام جدی داشت .

شجاعت و مردانگی و روحیه فداكاری ولی در كنار عرفان و اخلاقی و تهذیب نفسش در این دوره بیش از بیش شكوفا شده بود . با آغاز دوره متوسطه و نبوغ سیاسی وی اعتقادات مذهبی‌اش راسخ تر شد و همین امر باعث شد از سر اخلاص و آگاهانه در كنار امت حزب الله فعالانه مبارزات خود را به رهبری حضرت امام خمینی (ره) علیه رژیم پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی مبارزات خود را علیه منافقین و ضد انقلاب تداوم بخشید و در سال چهارم تجربی بود كه در اجرای فرامین حضرت امام خمینی (ره) و دفاع از انقلاب اسلامی مدرسه را ترك و عازم میدان جنگ با دشمنان اسلام شدند  .

 

*دوران كودكی شهید ناصر داودی :

شهید ناصر داودی از همان دوران كودكی پسری مودب و با اخلاق و مومن بود . از همان زمان به خدا و عبادت و پاكی روح خود عنایت خاصی داشت . به نماز و روزه علاقه زیادی داشت و دیگران را توصیه می كرد . سر سفره غذا شاكر و راضی بود و هنگام غذا از نان خشك و خالی راضی بود و خدا را شكر می‌كرد . هیچ اعترافی در سفره نسبت به غذای ساده نمی‌گرفت با هیچ كس دشمنی نداشت . اهل مسجد بود و با روحانیت انس داشت و در كارهای خانه كمك می‌كرد مادرش می‌گوید :

ناصر عزیزم سراسر خوبی بود با خوشرویی و مهربانی با ما برخورد می‌كرد . سعی می‌كرد با تكالیف دینی‌اش آشنا شود . بسیار دلیر و شجاع بود .

یكی از خصوصیات شهید داودی از دوره كودكی تا زمان شهادت صله رحم بود كه به تمام اقوام و خویشان علاقه داشت از آنها سركشی می‌كرد . با همه آنها مهربانی و خوشرویی داشت بخاطر همین رفتار عاطفی و علاقه ذاتی‌اش به همه بستگان همه او را دوست داشتند بطوریكه در شهادتش همه را داغدار كرد .

با دوستان و همكلاسانش بسیار مهربان بود مرتب به دیدنش می‌آمدند و در شهادتش اكثر لباس سیاه پوشیدند و همه‌اش سخن از خوبی و پاكی ناصر می‌گفت .

 

*روحیات معنوی :

خودسازی و تهذیب نفس از مهمترین برنامه های شهید ناصر داودی بود . طعم شیرین جهاد اكبر و ارتباط با معبود خویش را از درون احساس كرده بود . به غیر از رضای حق چیزی  برایش اهمیت نداشت ، میزان انتخاب دوست ، شغل تحصیلات حتی زندگی و حیاتش خدا بود ، آنگاه كه احساس كرد تكلیف شرعی، رضای حق در جبهه‌ ‌هاست مدرسه را رها كرد از جانش گذشت تا به سعادت دیدار معبودش نائل آمد . اخلاص در نماز و توجه خاص به نماز شبهایش ناصر را از این دنیای خاكی جدا كرده بود دنیا برایش چون قفسی بود كه روح ملكوتی و با عظمت وی دیگر تحمل این قفس را نداشت و شهادت بهترین پاداش وی بود تا بتواند در عالیترین جایگاه ملكوتی در جوار شهدای كربلای ماونی بگیرد .

 زندگی را در عشق و عرفان می‌دید، دنیا درونش را ارضاء نمی‌كرد و هیچگاه شیفته آن نشد دوست می داشت مجهول باشد و در گمنامی در عشق به معبود خویش بسوزد و خالصانه با خدای خود معامله كند به همین خاطر تا آخرین لحظه حیات عاشقانه تلاش می كرد و خود را سپر بلا و سختیهای قرار می‌داد و هیچ ترسی بدل راه نمی‌داد . هر كجا احساس  مسئولیت می كرد نفر اول بود در این میدان مبارزه با رژیم شاهنشاهی ، در مبارزه با ضد انقلاب و منافقین و میدان های جنگ خط شكن بود خود را سپر گلوله‌ها و آتشهای دشمن می كرد تا دین و آرمانهای مقدس انقلاب را حفظ كند .

وقتی در عملیات طریق القدس از ناحیه گردن بشدت مجروح گردید و مدتی در بیمارستان و منزل در بستر بیماری به سر برد اشتیاق شهادت و دیدار یار در وی بیشتر شعله ور شد . معنویت و اخلاق روز بروز درون افزون می‌شد ، رفتار ، كردار ، گفتار و برخوردهای بسیار صمیمی وی هر روز لطیف تر می‌شد .

و به روشنی می‌دیدی كه ناصر بزودی به سوی آسمانها پرواز می‌كند و در جایگاه عاشقان قرار می‌گیرد . نامه‌ها و نوشته‌ها شهید ناصر داودی مملو از اخلاص و معنویت است مخصوصاً آخرین نوشته‌ها و جملات و یادداشتهایی كه در دفترچه یادداشت شهید در شب عملیات فتح المبین 2/1/1361 باقی مانده است دفترچه یادداشتی كه غرق به خون بود و بعضی از كلمات و جملات آن بدلیل ......... محو شده بود فرازهایی از آن راز و نیازها و پیامهای عارفانه چنین است :

 

*آخرین نوشته های شهید داودی در شب عملیات 2/1/1361 در سنگر ساعاتی قبل از عملیات و شهادت :
(نقل از دفترچه یادادشت غرق به خون شهید ناصر داودی)

 

خدایا ! از تو عاجزانه تقاضا داریم ما را از وسوسه شیطان دور كنی .

خدایا ! هر آنچه غیر از تو در قلب من است از من دور گردان و مرا در راه خودت قرار ده .

خدایا ! توبه‌ام را بپذیر و از اینكه ناآگاهانه گناه می كردم مرا ببخش . 

خدایا‌ ! قلبم را خالص برای خودت گردان . 

خدایا ! اگر مرگ نزدیك شده و كارهایم مرا به تو نزدیك نكرده اند از تو می‌خواهم كه مرا ببخشی و مرا بهره‌مند كن تا جبران شكستهای گذاشته‌ام بشود.

................. (بدلیل ..... كلمات محو شده) مرا ناامید مكن در آن هنگامی كه ........ (كلمات محو شده) به تو بیشتر می‌شود .

مرا بخاطر جهل‌ها و شتابها و ضعفم رها مكن و حتی به اندازه یك چشم به هم  زدن هم بخود وا مگذار .

خدایا ! مرا از سپاه خویش قرار ده زیرا سپاه تو پیروزند و بگردان مرا از حزب خود زیرا حزب تو رستگارند  و مرا از دوستان خود قرار بده زیرا كه دوستان تو نه بیمی برآنست و نه آنان اندوهگین می شوند .

خدایا ! دین مرا اصلاح فرما زیرا كه دین نگهدار كار من است و آخرت را برای من اصلاح كن زیرا آنجا خانه ابدی منست .

 

هدفم الله ، مكتبم اسلام ، یاورم قرآن ، رهبرم روح الله


و اگر دین محمد (ص) با كشتن من بپا می‌شود ای سلاحها مرا در برگیرد .

 «به یاد سخنان امام حسین (ع)»


*مبارزات شهید ناصر داودی :

شهید ناصر داودی با عنایت به نبوغ سیاسی و اعتقادات راسخ خود یكی چهره های مبارز و فعال شهرستان در نهضت انقلاب اسلامی محسوب می شد . با شروع انقلاب به رهبری انقلاب  امام خمینی (ره) شهید داودی یكی از دانش‌آموزان مبارز و فعالی بود كه در كنار دوستان مكتبی و انقلابی خود  در سالهای 56 و 57 در صفوف مقدم تظاهرات و راهپیمایی و پخش اطلاعیه و ... علیه رژیم ستم شاهی مبارزه كرد .

وی به همراهی دوستان مكتبی اقدام به تشكیل نیروهای حزب الله نمود و تا پیروزی انقلاب اسلامی سازماندهی و انتظامات راهپیمایی‌ها فعالی داشت .

پس از پیروزی انقلاب از فعالین و كادر اصلی انجمن اسلامی دبیرستان و اتحادیه انجمنهای اسلامی دانش‌آموزان گناوه بود كه در حفظ ارزشهای انقلاب در آموزشگاه و برگزاری مراسمهای مذهبی و سیاسی نقش موثری داشت . جز اولین گروهی بود كه به عضویت بسیج درآمد و فعالیتهای رزمی ، فرهنگی و عقیدتی خود را گسترش داد و شبانه روز در استان فعالیت داشت و هرگونه استراحت و آسایش را بر خود حرام كرد .

 با شروع جنگ تحمیلی در 31 شهریور 1359 شهید بزرگوار در كنار همرزمان بزرگوارش شهید علیرضا غلامی ، شهید جواد فروتن ، شهید خزائی ، شهید ماندنی محمدی و شهداء احمدزاده فعالانه و شبانه روزی ، تقویت جبهه‌ها تلاش كرد اما بدلیل كمی سن و سالش به جبهه اعزام نمی‌شد اما همیشه دعا می‌كرد این توفیق نصیبش شود در نوشته‌هایش باقی است :

« خدایا كمكم كن این سعادت را نصیبم گردان تا بتوانم به جبهه بروم و اگر سعادت و لیاقت داشته باشم در صف رزمندگان اسلام قرار گیرم » .

سرانجام دعای خالصانه وی اجابت شد و در تاریخ 8/8/1360 با اشتیاق وصف ناپذیری عازم جبهه شد تا بعداً به عنوان نیروهای خط شكن در عملیات طریق القدس شركت كند و در همین عملیات پیروزمند بود كه از ناحیه گردن و كتف چپ و راست با اصابت گلوله و تركش خمپاره بشدت مجروح گردید وی در یكی از یادداشتهایش چنین می‌نویسد :

« در تاریخ 9/9/1360 این سعادت نصیبم شد كه بتوانم رو تخت بیمارستان بخوابم . روز حمله سالم بودم ولی در ضد حمله دشمن زخمی شدم كتف چپ و راستم گلوله و تركش خورده و گلوله از داخل گردن عبور كرده و مانده  »

 به استناد همین یادداشت وی در ساعت 30 : 6 عصر 10/9/1360 بوسیله دكتر فیض تحت عمل جراحی قرار می‌گیرد و 3 یا 4 روز در بیمارستان فجر اسلام مستقر در كیلومتر 70 جاده اهواز ـ بندر امام خمینی (ره) بستری بود .

روز آخر بستری كه خانواده مطلع شدند و به عیادتش آمدند .

مدتها در منزل بستری تا حدودی بهبود یافت ولی با این وصف آماده بود تا در اولین زحمت اعزام شود وقتی بستگان یا دوستان به وی توصیه می‌كردند  تا بهبودی كامل صبر كن و پس از آن به جبهه برود وی در پاسخ می‌گفت :

« این گلوله و خمپاره برای من مثل شیرینی كامم را شیرین كرده‌اند و بسیار خوشحال هستم كه برای اسلام و رضای حق مجروح شده‌ام و انشاء الله این بار با رغبت و اشتیاق بیشتری به جبهه می روم » .

 در تاریخ 2/12/1360 مجدداً به همراه تعدادی از دوستان و همرزمانش از جمله شهدای گرانقدر فتح المبین شهید محمدی ، شهید احمدزاده ، شهید بهروزی ، شهید خسروی ، شهید دهدشتی و .... عازم جبهه شد تا این بار در عملیات بزرگ فتح المبین شركت نماید شهید داودی داوطلبانه برای شكستن خط دشمن در گروه ویژه ثبت نام می‌كند و در شب عملیات 2/1/1361 در جبهه شوش در زیر شدیدترین آتش دشمن عاشقانه و عارفانه به شادت می‌رسید و به آرزوی همیشگی خود رسید .

 

*شهید ناصر داودی و مبارزات ضد انقلاب :

شهید ناصر داودی با نبوغ سیاسی و اعتقاد راسخی كه داشت بخوبی به ماهیت ننگین جریان‌های ضد انقلاب ، منافقین و ... پی برده بود و آنها را عوامل داخلی استكبار و آمریكای جنایتكار دانست .

در بحث و گفتگو و ارشاد آنها نقش موثر داشت و آنگاه كه این گروهكهای منحرف علیه نظام جمهوری اسلامی قیام مسلحانه كردند ناصر در كنار دوستان مكتبی با تشكیل گروه حزب الله در سركوبی این منحرفین و ملحدین نقش موثری ایفا كرد و به همین دلیل از سوی وابستگان استكبار بارها تهدید به مرگ شد . ولی هیچگاه این تهدیدات بر روحیه و مبارزات وی موثر واقع نشد . شهید داودی در اجرای اصل میان و مهم امر به معروف و نهی از منكر فعالانه در همكاری با سپاه پاسداران و بسیج در مبارزه با فساد اخلاقی و مفاسد نقش اجتماعی موثری را ایفا نمود .

 

*جبهه  :

فعالیت شهید در بسیج و سپاه

شهید ناصر داودی مملو از عشق و ایمان برای لبیك به ندای رهبر كبیر انقلاب جزء اولین كسانی بود كه به عضویت سپاه پاسداران درآمد .

بسیج كه به فرموده حضرت امام مدرسه عشق بود و آنچنان زمینه رشد و تعالی ناصر را فراهم كرد كه در مدتی اندك علاوه بر آموزشهای رزمی و مهارتهای جنگی و آمادگی جسمانی روح پاك ناصر به شكوفایی خاصی رسید و عشق به الله و هم نشینی با كروبیان بشدت در روی شعله ور شد .

 ناصر در كنار تحصیلات خود از آن روز به بعد شبانه روز در بسیج و سپاه صادقانه خدمت می‌كرد ، حفاظت از مراكز مهم ، مبارزه با فساد اخلاقی و مفاسد اجتماعی سازماندهی راهپیمایی و مراسمهای مذهبی و سیاسی ، مبارزه با گروهكهای ضد انقلاب ، تشكیل نیروی حزب الله و تلاش در جهت سازماندهی نیروی مومن و مكتبی ، تقویت جبهه‌ها و همكاری با مراكز فرهنگی ، تبلیغاتی ، حضور در جبهه‌ها همكاری در تحقق نظم و امنیت در سطح شهر در منطقه بخشی از فعالیتهای خالصانه شهید بزرگوار بوده است .

 مركز بسیج پاسگاه مقدس و مناسبی بود تا ناصر بتواند عبادتهای  خالصانه ،   نماز شب و راز و نیازهای محرمانه با خدای خویش را دنبال كند و به مقاماتی از سالكان و عارفان دست یابد .

از بسیج ناصر به همراه دیگر عارفان به مسلخ عشق سفر كرد تا در عملیات فتح المبین با خدای خویش معامله كند او جان شیرین خود را تقدیم در رضای حق خریدار شد .

 از روزی كه شهید ناصر داودی عضو بسیج شد با توجه به احساس مسئولیت و حجم فعالیتهایش مخصوصاً در ارتباط با جنگ و جبهه از یك طرف و از طرفی حُسن نیت و اعتمادی كه فرماندهان سپاه نسبت به وی داشتند و ایشان را فردی فعال ، معتقد و متعهدی می دانسته اكثر اوقات شبانه روز در سپاه یا بسیج بود و گاهی  اوقات به همراهی دوستانش از جمله شهید احمد‌زاده و شهید محمدی و .......... به منزل می‌آمد یا شبها دیر وقت به خانه می‌آمد .


وصف حال و خاطرات شهید همراه با دست نوشته ها و نامه ها و وصیتنامه شهید در لینک زیر:

شهید ناصر داوودی





طبقه بندی: عکسهای شهداء، زندگینامه شهدا، وصیتنامه شهدا ، خاطــرات شهدا،
برچسب ها:شهید، ناصر، داوودی، خاطره، وصیتنامه، افلاکیان، شهدای گناوه،

[ 20 تیر 95 ] [ 03:52 ب.ظ ] [ عبدالله ]

[ نظرات() ]