تبلیغات
⚘ افلاکیان ⚘ - شهید حاج حسن عشایری

تصویر ثابت

تصویر ثابت

⚘ افلاکیان ⚘

شهادت شوق وصول یار است، تا انسان هرچه را حصول کرده فدا نکند شراب حضور را به وی نمی دهند و مگر شهادت چیزی جز حضور دائم است

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ ⚘ افلاکیان ⚘ خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از ستون صفحات جانبی و آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

شهید حاج حسن عشایری

نام پدر : شهباز

تاریخ تولد : 1296

تاریخ شهادت : 1364/2/1

محل تولد : دشتستان

محل شهادت : دار خوئین

محل دفن : خلیفه‌ای

[ شرح زندگی ، خاطره و وصیتنامه شهید در ادامه مطلب ]



شرح زندگی :

شهید حاج حسن عشایری در سال 1296 در قریه خلیفه شبانكاره در خانواده ای بسیار مومن و مذهبی و در حد متوسط به دنیا آمد . او در سن هفت سالگی به ملا مكتب رفت و چون خیلی با هوش بود در مدت كوتاهی قرآن و چند كتاب مذهبی دیگر آموخت . بعد از ملا مكتبی مدت سه سال در بندر ریگ به مدرسه رفت و چون امكانات مالیش ایجاب نمی نمود ترك تحصیل كرد . شهید حاج حسن عشایری در سن 10 سالگی نماز می خواند و در سن 13 سالگی روزه می گرفت و نیز در تمام طول عمرش همیشه با وضو به سر می برد و همیشه نافله می خواند و از سن بیست سالگی به بعد یك ساعت قبل از اذان صبح بلند می شد و نماز شب می خواند . و در تمام عمرش غیبت نمیكرد او نیز ازدواج نكرد و هیچ زن و فرزندی نداشت و فرزندان برادرش را مانند فرزندان خود می دانست و چون برادر بزرگترش ناتوان بود تمام درآمدش را خرج آنان می نمود . به هر حال او با همین سوادی كه داشت به مطالعه كتابهای مذهبی پرداخت و به شدت این راه را ادامه داد او نیز از همان اول به قرآن و اسلام علاقه شدید داشت و مطالعات وی بیشتر در همین زمینه بود و به دنبال همین مطالعات حضرت امام خمینی را شناخت و بیشتر با مكتب انسان ساز اسلام آشنا شد .

او نیز مخصوصاً مسافرتهای را كه به شهرهای مختلف می نمود در مطالعات وی بسیار موثر بود وی نیز در تمام مسافرتهایی كه می كرد روزانه و سایر امورش را در آخر وقت هر روز یادداشت می نمود و نمی شد فكر كرد كه شهید حاج حسن عشایری یك سال شده باشد كه به زیارت حضرت امام رضا و حضرت معصومه و سایر بزرگان مذهبی نرفته باشد . او همچنین در زمانی كه رفت و آمد بین ایران و عراق آزاد بود همه ساله  به زیارت  سید الشهدا و سایر امامان در نجف و كربلا و دیگر شهرهای عراق می رفت و حتی چندین مرتبه با حضرت امام خمینی در نجف ملاقات داشته اند ؛ زیرا او نیز مقلد امام بود و خانواده خود نیز بر اساس شناختی كه آن شهید از امام خمینی داشت حضرت را به عنوان مرجع خود پذیرفتند و او نیز یك بار به مكه و مدینه زیارت نموده بود او نیز قبل از شهادتش نقل می كرد كه در قیام 15 خرداد شركت داشته و حتی چند مرتبه در راهپیمایی‌های تهران از طرف مزدوران پهلوی مورد شتم و جرح قرار گرفته   است .

از آن وقت تا پیروزی انقلاب اسلامی همواره بر علیه حكومت طاغوت مبارزه می كرد و در هر روستا و شهری كه می رفت با افراد مومن و مذهبی و روحانیون آنجا سر و كار داشت و به بیشتر شهرهای كه او مسافرت می كرد روحانیون آنجا او را می‌شناختند مخصوصاً روحانیون منطقه استان بوشهر كاملا  او را    می‌شناختند .

 او سخت شیفته امام خمینی بود به طوری كه به یاد او در سال 1358 در خوزستان سیل جاری شده بود به كمك سیل زدگان به اهواز رفته و در آنجا مشغول خدمت شد او همچنین به شدت با گروهكهای منحرف مخصوصاً منافقین مبارزه می‌كرد و  در هر مجمع محفلی بر علیه آنان به تبلیغ بر می‌خواست . او آن قدر به خوابی كه می‌دید معتقد بود که اگر نتیجه خوابی را كه دیده بود در مدت یك هفته نمی‌گرفت نگران می‌شد و دست به سوی آسمان دراز می‌كرد كه خدایا مگر چه شده كه خواب من بی‌نتیجه ماند و دیگر اینكه برای برآورده شدن مطلبی و یا مشكلی به نام امام زمان نامه می‌نوشت و به آب روان می‌انداخت و  می‌گفت جوابش را می‌روم مشهد یا قم یا شیراز می‌گیرم .

از نظر اخلاق بسیار فردی مهربان و با گذشت و خوش برخورد بود و در طول زندگی هر شخص فكر نمی‌كنم ناراضی نداشته باشد ولی شهید حاج حسن هیچ كس از وی نگرانی نداشت همه دوست داشتند كه حاجی به دیدن آنها برود و از نهج‌ البلاغه در مدح علی برای ایشان صحبت كند . زیرا او در هر كجا از نهج البلاغه بحث می‌كرد ؛ او آنقدر از به نهج البلاغه و صحیفه السجادیه و قرآن و رساله امام خمینی علاقه‌مند بود كه می‌گفت هر وقت از دنیا رفتم این چهار كتاب خودم را روی قلبم بگذارید و بردارید و كتابهایم را نگذارید از بین برود آنها را مطالعه كنید و نگذارید راه من خاموش شود به راستی كه حاجی حسن چراغ راه خانواده بود و برای همه مردم خلیفه بسیار مفید بود و هر وقت ناراحتی برای كسی پیش می‌آمد از وی مدد می‌خواستند .

با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران وی همواره تلاش می‌كرد تا شخصاً در جبهه‌های جنگ شركت نماید و از همین رو در بسیج مستضعفین خلیفه ثبت نام نمود و بعد  از آموزشهای مقدماتی به بوشهر رفت و مدتی در آنجا آموزش دید . سپس برای مدت چهل روز او را به جزیره خارك  فرستادند  و بعد از آن نیز همواره مردم را تشویق به شركت در جبهه‌های جنگ می‌نمود در اوایل جنگ یك بار شخصاً و به تنهایی به ماهشهر رفت تا به جبهه برود ولی مانع وی می شوند و برگشت و هم چنان می‌گفت چرا به من اجازه نمی‌دهند كه به جبهه  بروند و این مزدوران امریكایی صهیونستی عراق را از میهن اسلامی بیرون برانم . و بالاخره موفق شد كه از كانال بسیج گناوه اعزام و در حمله بیت المقدس در تاریخ 16/2/1361 در حبه شلمچه خرمشهر به درجه رفیع شهادت نائل می‌گرید . 



شرح زندگی شهید از زبان برادرش همراه با یک شعر:

ریاست محترم بنیاد شهید انقلاب اسلامی شهرستان گناوه

 جناب آقای لیراوی

سلام عرض می‌نماییم : مختصری در رابطه با خاطرات و زندگی شهید حاج حسن عشایری فرزند شهباز ساكن خلیفه شبانكاره را باستحضار می‌رساند :

شهید حاج حسن در خانواده‌ای مومن و مذهبی پا به جهان نهاد . همیشه در مسافرت و زیارت ائمه و اتبات متبركه بود و سركارش با اشخاص دینی بود مسافرت او به نجف و كربلا و امام رضا (ع) (مشهد مقدس) در ایام عمر با ارزشش چندین و چند مرتبه انجام گرفته و در ایام مبارزات امام خمینی (ره) با رژیم پهلوی و تبعید ایشان به عراق . شهید حاج حسن با آن حضرت (رحمه الله علیه) در نجف اشرف ملاقات حضوری داشته و در ارتباط نزدیك سیاسی و مذهبی بوده و تا پیروزی انقلاب چه در نجف و چه بعدها اعلامیه‌های امام را مخفیانه به مردم می‌رساند و برای انجام حركتهای انقلابی مردم علیه حكومت وقت پهلوی فعالیت داشت  در مسافریت‌هایش به نجف هنگامی كه امام خمینی را از عراق به تركیه تبعید كردند و بغداد مورد حمله و ضرب و شتم مزدوران عراقی قرار گرفته بود كه موفق به فرار به میهن شده بود و همچنین در حضرت معصومه (ع) قم نیز یك بار مورد تعقیب عوامل حكومت قرار گرفت و تعقیب ایشان مورد هدف و تیراندازی پلیس  رژیم طاغوت قرار گرفته و یكی از دستهایش گلوله خورده و زخمی شده بود .

دیدارهایش همراه با كسانی بود كه مرام روحانی و مذهبی داشتند و مثل خودش صادق و خالص بودند . جایگاه او همیشه در مسجد و پیوسته در زیارت ائمه و معصومین بود او اهل كتاب و قلم بود . شخصیت او نمونه و باور نكردنی بود  مردم و كسانی كه شخصیت با ارزش و با عظمت او را می‌شناختند به جهت پاكی ایشان اظهار می‌كردند كه كاش  بر مقبره‌ او زیارتگاهی بر پا می‌كردیم او همیشه با وضو بود و كمتر می‌شد او را بدون آن حالت دید  تقوا و پاكیش زبان زد همه مردم بود مدام نگاه او در كتاب قرآن و احادیث ائمه بود هیچ كلامی را بدون توجه به رضای خدا از زبان جاری نمی‌كرد ارتباط و اجتماع او با دیگران همیشه رابطه دینی و معنوی و برای رشد توسعه دین و قرآن بود چنان در مراسم و مسلك دین خدا غرق بود كه در  توضیح  و بیان نوشتار و گفتار پیامبران و معصومین (ع) پیشتاز و پر احساس بود و از ابراز و بیان مسائل مذهبی لذت می‌برد . مرتب در نماز و نیایش و راز و نیاز با خداوند و امام زمان (عج) بود .

خواب و بیدارش در فكر خیال پروردگار و قرآن و آخرت و میعاد بود . قلم وی همیشه در نوشتن و نطق برداری كلام پیشوایان دینی و نویسندگان و سخن گویان دین مشغول بود . اكثر اوقات او را در حال مطالعه كتب دینی می‌دیدم و قلم كمتر از دست وی بر زمین نهاده می‌شد . مدام در تبلیغ اسلام بود ، برای آنان كه او را می‌شناختند در صداقت و راستی و پاكی و ایمان در منطقه و محیط زندگانی خویش نمونه و نظیری با این درجه از ایمان ، هرگز دیده نشده است .

 جناب آقای محمدی اصفهانی امام جمعه موقت استان گناوه در سخنرانی و اجتماع مردم تشییع كنند پیكر شهید بالا مقام حاج حسن عشایری گفتند : مردم گرامی محترم و شهید پرور گناوه شما شاید ارزش و عظمت شخصیت روحانی و معنوی این شهید پی برده باشید اما بنده ایشان را خوب می شناسم و 14 سال با او آشنا هستم و با ایشان ارتباط و فعالیت سیاسی داشته‌ایم و در دین و ایمان بی همتا و بسیار بلند و با ارزش بود .

شهید عشایری در طول سالهای عبادت ، ایثار و فداكاری در راه خدا و عمری با بركت پس از چندین بار شركت در اردوها و آموزشهای رزمی بسیج ، در سن 75 سالگی پس از عزیمت به جبهه شركت در حمله بیت المقدس و عملیات آزاد سازی خرمشهر به دست مزدوران بعث عراق به آرزوی خویش و به درجه رفیع شهادت نائل آمد .


«لاحول ولا قوه الله بالله علی العظیم»

روحش شاد و یادش گرامی باد


چنان داند دُل دُل امیر عـــرب                 چنان اب به دندانذ گزید از غضـب
چنانچه آستین را به بالا كشید                 چنانچه تیغ را داد لنگر به دســـت
چنان تیغ خون ریز بر سر كشید                چنــان نعره زد الله اكبـــر كشیــد
چنان تلخ شد از غضب كــام او                       چنــان راست شد مو بر انــدام او
منم آنكه در رتبـــه امــرانیم                         بــــه دغــــا حیـــــدر ثــانیــــم
منم آنكه از سروان ســــرودم                شبیــــه پیامــبر علی اكبرم
به كشتن جوی نیست پروای من              شهادت بود ارث آبای مـــن
شهادت بود حق و شأن حیسن(ع)               ایا ظالمون دودمان حسین (ع)
مزن این قدر لاف ای خود ستــا               نمی‌لافم ای ابن سعد لعیــن
گرون كار داری بیا و ببیــن                    چنان خون بریزند در این دشت كیــن

 كه گویند جهان آفرین ، آفریـــن

از طرف خانواده و برادر شهید فرامرز عشایری


خاطره ای از شهید:

عنوان خاطره : استخاره

صبح روز دل انگیز و زیبا در جبهه میثداق در بالای شوش بودیم بعد از راز  و نیاز صبح و دعا و زیارت و صبحانه در كنار هم در یك سنگری كه آفتاب نیز پرتوهای طلائیش را برآن می‌تابید نشسته بودیم شهید خسرو نجدی ـ شهید محمد علی قنبر نیا ـ شهید حاج حسن عشایری و چند تن دیگر از عزیزان دیگر بودند .

 ناگهان حاج حسن كه همیشه اهل دعا و مناجات و حافظ قرآن و بخشهایی از     نهج البلاغه بود كتاب مقدس قرآن كریم را به میان آورد . بچه‌ها هم اسرار كردند حاجی برایمان استخاره بزن كی شهید می‌شود . سرانجام با اسرار بچه‌ها او دست به كتاب خدا برد و برای یكی یكی استخاره زد چون بچه‌ها هم عاشق شهادت بودند و مشتاق دیدار دوست ـ  رسم بر این بود كه هرگاه استخاره خوب شد یعنی شهید و اگر بد شد یعنی شهید نمی‌شوی سرانجام حاجی كتاب مقدس قرآن را گشود :

 خسرو جان خوب محمد علی عزیز خوب ـ خودم هم خوب (حاج حسن) و متاسفانه بقیه بد و راستی كه این چنین شد و این عاشق خدا پس از رزم بی‌امان با كفار بعثی به آرزوی دیرینه خود یعنی شهادت رسیدند و هم چون شمع بسوزند و گرمی و نورشان روشنی بخش نظام مقدس اسلامی و بیداری نسلهای متمادی كشور پهناورمان ایران عزیز باشد .

 

امرالله بویر احمدی 16/7/78



وصیتنامه شهید:

بنده ، هدفم در رفتن به جبهه این است كه فرمان رهبر اسلامی را رعایت كرده باشم و در این عاشورا به فیض عظیم نائل شود و سفارش می‌كنم همه مردم این راه را ادامه دهند و با هم همكاری كنند و ارشاد نمایند مثل این است كه امام حسین (ع) را در دعای عاشورا كمك كرده باشند و هر كس در این راه قدم بردارد در دین و در این راه سهیم است و به فیض خود می‌رسد و مردم كوتاهی نكنند و با بسیج و در راه قرآن و پیغمبر را با كمال دقت و امید به آخرت دنبال كنید كه خیر دنیا و آخرت در همین جاست سفارش می‌كنم از برادران و خواهران و قوم و خویشان اگر چنانچه شهادت نصیبم شد در راه قرآن و اسلام و ارشاد مذهب جعفری كوتاهی نفرمایند .

 

«والسلام علیكم و رحمه الله بركاته»






طبقه بندی: عکسهای شهداء، زندگینامه شهدا، وصیتنامه شهدا ، خاطــرات شهدا، اعتقادی و فرهنگی،
ببرچسب ها:حسن، عشایری، خاطره، وصیتنامه، زندگینامه، افلاکیان، شهدای گناوه،

[ 2 اردیبهشت 92 ] [ 07:12 ق.ظ ] [ ]

[ نظرات() ]